نمیدونی وقتایی که کار دارم، چقدر فکرهام از توی سرم بیرون میریزه و دستام ویار نوشتن پیدا میکنه. اگه خودمو نمیشناختم این نکته مثبتی بود. ولی از اونجایی که خودمو میشناسم میدونم که هیاهوی کلمه های توی سرم و اینکه هر کدوم میخوان برای جلب توجه من اون یکی رو هول بدن و بیان جلو عرض اندام کنن، در واقع های و هوی نیست، های های گریه کردن تک تک نورون های مظلوم و بیچاره امه از این حجم فشاری که دارم بهشون میارم.
دیدگاهها
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.