The perfection

The perfection

راستش من آدم کمالگرایی ام. البته نه به شیوه مطلوب که همه چک باکس هام تیک بخورن. بلکه کاملا به شیوه نامطلوب و فلج کننده. از شدت تمایلم برای انجام کارها به پرفکت ترین شکل ممکن کم پیش بیاد معمولا وارد پروسه انجام اون کار بشم. 

یکی از این کارها همget in touch with my old friends بوده و همیشه هم دنبال یه بعد از ظهر پرفکت بودم که توی یه ساعت پرفکت یه فنجون چای پرفکت دم کنم و یه گوشه ی دنج پرفکت پیدا کنم و به فلان دوستم که خیلی وقته دلم براش تنگ شده و ازش خبر ندارم ( و البته اونم الان در شرایط پرفکتی شبیه من منتظر تماس من نشسته) زنگ بزنم و یه مکالمه طولانی پرفکت باهم داشته باشیم و تهشم بگیم چقدر کار خوبی کردیم و بازم از این کارها بکنیم و هیچ وقت دیگه این همه مدت از هم بی خبر نباشیم. هر دو موافقت کنیم و اون روز به عنوان یه روز خاطره انگیز پرفکت توی دفتر دفتر خاطراتمون ثبت بشه. 

ولی دریغ و حسرت و ای داد که اون روز و ساعت هیچ وقت نرسید. چایی های الان همشون آبرنگ خالصند و منم هر بار گوشه دنج خونه ام میشینم نگاهم میفته به آشغال های زیر مبل که مدتهاست قراره جارو بشن یا لکه های روی تلویزیون که مدتهاست قراره دستمال بکشم یا برگ های خشکیده گلدونم که مدتهاست قراره سر و سامونی بهشون بدم! 

ولی ماه پیش یه اتفاقی افتاد. من مدتها بود که تصمیم داشتم به یه رفیق شفیقی زنگ بزنم که دقیقا با همین سیستمی که شرح دادم زنگ زدن بهش از محالات بود. گوشی رو برداشتم و یه پیامک براش فرستادم. در حد همین که سلام، حالت چطوره. امیدوارم خوب باشی. 

فردای اون روز بهم جواب داد و پس فردای اون روز بهش جواب دادم و دو روز بعد جواب گرفتم و سه روز بعد جواب دادم و این روال حدود دو هفته طول کشید تا اینکه بالاخره در هفته سوم دو بار هم با هم تلفنی صحبت کردیم. لا به لای این پیام دادن ها با خودم فکر کردم که چقدر این کار سخت نبود! و چقدر سراغ گرفتن از کسانی که در فکرمون هستند کار آسونیه. این بود که تصمیم گرفتم این کارو در مورد بقیه هم انجام بدم که البته نسبتا هم موفقیت آمیز بود و امیدوارم روال همینطور هم ادامه پیدا کنه چون پیدا کردن دوستان خوب کار سختیه و نگه داشتنشون کاری ارزشمند.

پی نوشت: الان که میخوام این مطلب رو منتشر میکنم هم خونه جارو شده و تمیزه و هم به گلدون هام سر و سامون دادم. البته یک ماهی طول کشید که به این نقطه برسم ولی خوب، better late than never ;)

۰ ۰ ۰ دیدگاه

دیدگاه‌ها

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">