باورم نمی شود بعد از این همه سال این پا و آن پا کردن برای خواندن کتاب، آن را در دو تایم یک ساعتی تاسوعا و عاشورای 96 خواندم. دقیقا اتفاقی که هر بار بعد از چنین تجربه ای دارم: ای کاش خیلی وقت پیش آن را خوانده بودم. مقارن شدن مطالعه این کتاب با ایام تاسوعا و عاشورا هم برای خودش اتفاق نابی بود. این کتاب در واقع مقتلی بود از زبان شهید آوینی و بعد از خواندن کتاب خواهید دانست که بی سبب نیست او را سید شهیدان اهل قلم گفته اند. کتاب حجم کمی دارد. خوب توصیف کرده و توضیح و تفسیر داده . با وجود زیبای های ادبی حقایق تاریخی به خوبی نقل شده اند. بخصوص در ایام فعلی حال و هوای خواندن آن متفاوت است. شنیده ام شهید آوینی قبل از به پایان رساندن کتاب به شهادت رسیده اند. کتاب ناتمام نویسنده ای را خواندن جذابیت های خودش را دارد: اگر زنده می ماند چگونه آن را ادامه می داد و تمام میکرد؟! هرچند که این داستانی ست که پایان آن را میدانیم اما ...
به محرم و صفر که میرسیم بعضی ها از کنار گذاشتن شور حسینی برای رسیدن به شعور حسینی می گویند، اینکه حسین (ع) بیشتر از آنکه تشنه آب باشد تشنه لبیک است. اینکه به جای نگاه کردن به زخم هایش باید به افکارش نگریست. این کتاب همه این ها را با هم دارد. بسم الله ...!
کتاب صوتی نیز با صدای بسیار دلنشین و گرم بهروز رضوی در این کانال تلگرامی وجود دارد.
بخش هایی از کتاب:
عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است... یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن! اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگهایش را میپرستند. تمامیت دین به امامت است، اما امام تنها مانده و فرزندان امیه از کرسی خلافت انسان کامل تختی برای پادشاهی خود ساختهاند...
جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرک بت پرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد، چه سود که بر زبان لا اله الا الله براند؟
ساحل را دیدهای که چگونه در آیینه آب وارونه انعکاس یافته است؟ سرّ آنکه دهر بر مراد سفلگان میچرخد این است که دنیا وارونه آخرت است.
چشم عقلی خطابین است که میپرسد: اتجعل فیها من یفسد فی ها و یسفک الدماع،... اما چشم دل خطاپوش است. نه آنکه خطایی باشد و او نبیند... نه ! می بیند که خطایی نیست و هرچه هست وجهی است که بی حجاب، حق را می نماید. هیچ پرسیده ای که عالم شهادت بر چه شهادت می دهد که نامیاینچنین بر او نهادهاند؟
اکنون بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند... راحلان طریق عشق میدانند که ماندن نیز در رفتن است. جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی و این اوست که ما را کشکشانه به خویش میخواند.
دیدگاهها
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.