درباره صمد بهرنگی

درباره صمد بهرنگی

راستش اسم صمد بهرنگی را خیلی شنیده بودم . مخصوصا از زمانی که وارد دانشگاه شدم. به خصوص نقل قول هایی که از صمد بهرنگی و کتابهایش میخواندم. بیشتر از همه ماهی سیاه کوچولو. خیلی وقت پیش کتاب ماهی سیاه کوچولو را خریدم ولی از آنجایی که فکر میکردم صمد بهرنگی باید خیلی آدم به قول امروزی ها خفنی باشد، مدام مطالعه کتابش را به تعویق می انداختم و سعی داشتم در این مدت کمی توشه مطالعاتی و تفکراتی ذخیره کنم تا وقتی کتابش را خواندم کاملا درکش کنم و نکند که جایی را خیلی سطح بالا نوشته باشد و من به خاطر سطح پایین خودم متوجه نشوم! چند هفته پیش که میخواستم سر خواهرزاده ی گرامی را که به شدت حوصله اش سر رفته گرم کنم کتاب را از بین کتابهایم بیرون کشیدم تا عکس های آن را نشانش دهم و شروع کردم برای اون خواندن! که اگر او نبود شاید به اون زودی ها حصار قلعه صمد بهرنگی را نمی شکستم...

خلاصه اینکه همه کتابهای صمد بهرنگی را تهیه کردم و آنهایی که اسمشان به گوشم خورده بود و زمان اجازه خواندنش را میداد خواندم. با این سطح و حجم مطالعه ای که از کتابهای بهرنگی داشتم اگر بخواهم کتابی مشابه کتابهای صمد بهرنگی را معرفی کنم باید بگویم شبیه کتاب در تکاپوی معنای ترینا پالاس و بعضی کتابهای شل سیلور استاین هستند. یعنی به موضوعات مهم و حیاتی در زندگی انسان مثل هدفمندی، ماموریت محوری، تبعیت نکردن از رسوم غلط جامعه و پرهیز از همرنگ جماعت شدنهای غیرعقلانی، شهادت و ... اشاره میکنند اما به صورت نمادین. از این لحاظ به نظر من بهرنگی ضعیف تر عمل کرده یا بهتر است این طور بگویم که چون اثرهای قوی تر از آن را خوانده بودم به نظرم ضعیف آمد . اما از آنجایی که مخاطب بهرنگی کودکان و نوجوانان هستند به نظرم به مقتضای سن مخاطب خود خوب مطلب را بیان کرده.

در سه کتابی که از او خواندم ( ماهی سیاه کوچولو، یک هلو هزار هلو، اولدوز و کلاغ ها) به جز مخالفت ماهی سیاه کوچولو با مادرش که بدون اجازه مادر به دریا رفت، دزدیدن هلوهای باغ خان توسط پولاد و دوستش و از دیوار باغ خان بالا رفتن( که فکر میکنم یک جوری نماد مبارزه و قیام بود) و رابطه ی دوستانه اولدوز با پسر همسایه ( ;) ) که با هم فرار کردند و به سرزمین کلاغ ها رفتند نکته منفی دیگری در کتابها ندیدم و همه تاکید بهرنگی در هر سه این کتابها ظلم ستیزی و ظالم ستیزی و تشویق روحیه مبارزه و شهادت بود. البته چون نثر آن برایم ساده بود و به نظرم بچه گانه رسید احتمالا تا رسیدن پیشنهادهای بیشتر برای مطالعه به اختیار سراغشان نخواهم رفت اما حتما برای کوچکترها حداقل این سه کتاب را تهیه میکنم و خواهم خواند. انتقال مفهومی مثل شهادت به بچه ها کار ساده ای نیست اما صمد بهرنگی این کار کرده است. هرچند با اندکی تلخی که حتی من هم از خواندنش ناراحت شدم.

البته این ها همه از دید خواننده ای مثل من بود. چه بسا نکاتی که در خلال کتابها گنجانده شده و جز با تفکر بیشتر و زمان دادن به مطلب برای رسوب در لایه های زیرین اندیشه نتوان به آنها پی برد و در مورد خوبی و بدی شان قضاوت کرد. که به نظر من مهم ترین قسمت مطالعه همین است. کتابی که خوانده میشود هیچ وقت با ورق زدن آخرین صفحه و بستن کتاب تمام نمی شود بلکه باید تا مدتها آن را در ذهن باز نگه داشت و در موردش فکر کرد و فکر کرد و فکر کرد ...

۰ ۰ ۰ دیدگاه

دیدگاه‌ها

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">