مدتی هست که این کتاب رو تمام کردم . با وجود حجم کمش یک هفته ازم وقت گرفت. یا بهتره بگم یک هفته بهش وقت دادم و اگر بیشتر زمان داشتم قطعا 40 روز بهش زمان میدادم تا حداقل برای غرق شدن در هر نامه یک روز وقت داشته باشم. مسئله ی خاص و عجیبی هم رخ نداده بود ، فقط دوباره من و نادر و همان جنونی که موقع خواندن نادر اود می کند...!
چقدر شیفته تصویری هستم که از "زن" در نوشته ها و تفکرات نادر هست. و چقدر این طرز فکر به مردانگی نادر در نظرم اضافه میکند. حتی اگر فقط در نوشته هایش باشد باورش برایم سخت است که مگر میشود مردی بتواند این طور از زن بگوید و بنویسد . اگر کتاب ابن مشغله اش را نخوانده بودم و نمیدانستم که چه سختی هایی در زندگی به او و همسرش گذشته و همسرش چگونه مثل یک بانوی تمام عیار همه این پستی و بلندی ها را طی کرده این همه ستایش نادر را در شان همسرش نمیدیدم. اما برای من هر دو الگویی از یک همسرانگی سرشارند.
این کتاب جزو کتابهایی است که باید داشت و باید چندباره خواند. چقدر حرفها را نشنیده کسی که کتاب نادر را نخوانده باشد . فقط همین و همین و خیلی چیزهای دیگر . خواهش میکنم آن را برای کتابخانه شخصی تان تهیه کنید ! فعلا بیشتر از این چیزی ندارم که بگویم. با معرفی چند لینک درباره این کتاب ، مطلب را تمام میکنم. به مرور چند نامه از آن را در وبلاگ منتشر خواهم کرد هرچند که :
گر بریزم بحر را در کوزه ای
چند باشد قسمت یک روزه ای
+کتاب صوتی به دلم ننشت...!
دیدگاهها
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.