سری به کتابهای قدیمی زدم و یکی رو بیرون کشیدم. جمله ای که اول کتاب نوشته بودم توجهم رو جلب کرد"در شمار یکی از بهترین کتابهایی که در عمرم خوانده ام" و کنجکاو شدم بخاطر بیارم جزئیات کتاب چی بوده.
البته کلیات کتاب در مورد هفت الگوی شخصیتی است که از سوی هفت روانشناس برگزیده معرفی شده و در آن ویژگی های انسان سالم از نظر روانی یا بعبارت ساده تر انسان کامل بررسی شده.
1- انسان بالغ
2- انسان باکنش کامل
3- انسان بارور
4- انسان خواستار تحقق خود
5- انسان فردیت یافته
6- انسان از خودفرارونده
7- انسان این مکانی و این زمانی
این ها نام هایی است که هر کدام از این روانشناس ها برای نامیدن انسان کامل استفاده کرده اند. در کتاب یکی سری پرسش هایی فراتر از طبقه اول و دو م نیازهای اساسی انسان مطرح شده که به قول نویسنده: ادامه زندگی بدون پاسخ گفتن به این پرسش ها میسر نیست. نکته قابل توجه دیگری که این کتاب به طور پنهان بر آن تاکید دارد زیر سوال بردن نظریه فروید است. چون در این نظریه سالهای اولیه کودکی در شکل گیری شخصیت و سرنوشت انسان آنقدر تاثیر زیادی دارد که این سالها تعیین کننده کل سالهایی است که در پی آن می آید . در حالیکه که درالگوی شخصیت کامل ، چنین پیزی پذیرفته شده نیست و فرد باید برای رسیدن به کمال قادر باشد گذشته خود را در خود حل کند و با تمام وجود حال را درک کند.
از آنجایی که اغلب حجم کتاب در حال بیان کرده نظریه هاست منصفانه بنظر نمیرسه که بخوام قسمت هایی که به نظر خودم جالب رسیده را گلچین کنم چون اینطوری حق مطلب ادا نمیشه. ولی چند جمله از کتاب که بیشتر پسندیده ام را تکرار میکنم :
اگر آگاهانه طرحی در افکنده اید که از آنچه در توان شماست کمتر باشد ، به شما هشدار می دهم تا آخر عمرتان ناشاد خواهید بود.
-آبراهام مزلو -
من از پی کار خود و تو از پی کار خودت
به این جهان نیامده ام تا با خواسته های تو زندگی کنم
تو هم نیامده ای تا به دلخواه من زندگی کنی
تو تویی و من من
اگر تصادفا همدیگر را یافتیم زهی سعادت
و اگر نه ، چاره ای نیست!
×××
درون و برون سطل خاکروبه ( پرلز) :
ای یا کمال طلب نباش . کمال طلبی زجر و نفرین است. بیم از آن داری مبادا هدف را درست نبینی . اما اگر بگذاری تو خود کاملی .
ای یار، از اشتباه نهراس . اشتباه گناه نیست. اشتباهها راههای متفاوت انجام دادن کارند. بسا که آفریننده تز و تازه تر هم باشند.
ای یار ، افسوس اشتباه هایت را مخور. بدانها ببال . تو شهامت آن را داشته ای تا چیزی از خود مایه بگذاری.
از هر افراط و تفریطی حذر کن . هم از کمال طلبی و هم از مداوای آنی ، شادمانی آنی ، هوشیاری آنی حواس ...
از هر یاوری حذر کن . یاوران فریبکارانی هستند که وعده بیهوده می دهند. تو را تباه می کنند و وابسته و نابالغ نگاه می دارند.
×××
موقعیت هایی در زندگی هست که دگرگون ساختن آنها یا دوری گزیدن از آنها در توان ما نیست . یعنی شرایط تغییر ناپذیر سرنوشت . به هنگام رویارویی با چنین وضعی ، تنها راه معقول پاسخگویی ، پذیرفتن است . شیوه ای که سرنوشت خویش را می پذیریم شهامتی است که در تحمل رنج خود و وقاری که در برابر مصیبت نشان می دهیم ، آزمون و سنجش نهایی ما به عنوان یک انسان است .
هستی انسان حتی در دردناکترین موقعیت ها می تواند معنا و منظوری یابد . تا زمانی که هشیاریم ، ناگزیریم به ارزش هایی پی ببریم .
انسان کامل بودن یعنی با کسی یا چیزی فراسوی خود پیوستن ، در واقع جستجوی هدف تنها در خود ، شکست خود است .
ما در انتخاب واکنش خویش به موقعیت هایمان آزادیم . این آزادی را هیچ کس نمی تواند از مان بگیرد .
گذشته باز دارنده و محدود کننده ما نیست . از گذشته رها هستیم . بازیچه نیستیم . دانستن اینکه تعیین ثمره هستی مان در درون خود ماست آرامش بخش است . بر ماست که به زندگی مان معنا و منظور ببخشیم . هیچ کس دیگر نمی تواند چنین کاری کند !
باید مسئولیت همه وجودمان را به عهده بگیریم . باید بدانیم واقعیت ، خاطرات ما نیست ! باید از گذشته آگاه بود ولی نباید در آن زیست . مسئولیت هدایت زندگی ما تنها بر عهده خود ماست . نباید از این مسئولیت شانه خالی کنیم .
پ .ن : این کتاب می تواند پیشنهاد خوبی برای مطالعه علاقمندان به روانشناسی ( البته نه روانشناسی زرد! ) و کسانی که در پی یافتن پاسخ هایی برای شخصیت سازی ( از هر نوع) هستند، باشد. من که لذت بردم !
+ترجمه گیتی خوشدل
دیدگاهها
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.