خدا بود و دیگر هیچ نبود-شهید دکتر مصطفی چمران

خدا بود و دیگر هیچ نبود-شهید دکتر مصطفی چمران

ای خدا، من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر می‌فروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همه آن تیره‌دلان مغرور و متکبر را به زانو درآورم، آنگاه خود خاضع‌ترین و افتاده‌ترین فرد روی زمین باشم.

ای خدای بزرگ، این‌ها که از تو می‌خواهم چیزهایی است که فقط می‌خواهم در راه تو به کار اندازم و تو خوب می‌دانی که استعداد آن را داشته‌ام. از تو می‌خواهم مرا توفیق دهی که کارهایم ثمربخش شود و در مقابل خسان سرافکنده نشوم.

من باید بیشتر کار کنم، از هوی و هوس بپرهیزم، قوای خود را بیشتر متمرکز کنم و از تو نیز ای خدای بزرگ می‌خواهم که مرا بیشتر کمک کنی. ( صفحه 28 ) 

 

بالاخره این طلسم شکست ! الان حدود چهار پنج سالی میشه که میخواستم این کتاب رو بخونم و به شیوه های مختلف چه نسخه چاپی چه PDF چه انواع نسخه های الکترونیکی شروع میکردم به خوندنش ولی نمیتونستم پیش برم . این بار هم به ضرب و زور جریمه کتابخانه و سه چهار بار تمدید متوالی بالاخره تونستم این تلاش چند ساله رو به نتیجه برسونم ! 

همانطور که در عنوان کتاب آوردم این کتاب دست نوشته های دکتر چمران است که البته همان طور که در مقدمه کتاب هم ذکر شده موضوعیت مشخصی ندارند. از نامه ها بگیر تا حرفهای عاشقانه عارفانه و دل نوشته تا روزنگاری و توصیف شرایط زمانی که البته این عیب نیست ؛ بلکه یک جورایی به من خواننده کمک کرد جنبه های مختلف شخصیت انسان بزرگی مثل شهید چمران را با هم دریافت کنم و حداقل از عظمت این شخص گیرایی خوبی داشته باشم. چه شگفت انگیز که همان فردی که از هدیه گرفتن شاخه گلی چشمش پر آب میشود و قلبی رئوف دارد ؛ به همان اندازه شحاعت دارد که خود را برای نجات آدمیان دیگر بههر ورطه ی خطری بکشاند. همان آدمی که در خلوتش از بزرگی خدای یگانه اشک میریزد در برابر دشمنان و مخالفان چه با ابهت و جسارت ظاهر می شود و همه را یک تنه بر جا می نشاند و از کیان اسلام و ایران مردانه دفاع میکند . 

البته فکر میکنم بهترین زمان مطالعه این کتاب باید در سالهای آفازین دانشگاه باشد یعنی حدود بیست سالگی (   مثبت و منفی 2 ) چون بعضی حرفها را آن موقع خیلی بیشتر نیاز داشتم و خواه ناخواه از راههای دیگر کسب تجربه شد. در حالیکه میشد از راه نزدیک تری رفت.

 

۰ ۰ ۰ دیدگاه

دیدگاه‌ها

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">