پیله رنج
چطوره که وزن و سنگینی لحظه های شکست و ناکامی بیشتر از سنگینی لحظه های موفقیت و شادیه؟ مگه نه اینکه هر دوشون لحظه هایی از زندگی تو هستند که «تو» زندگیشون کردی؟ چرا خوبی و خوشی و شادکامی رو به اندازه ی همه روزهایی که گند زدی، همه تصمیم هایی که اشتباه گرفتی و همه وقت هایی که همه چی رو داغون کردی مرور نمی کنی و به خاطر نمیسپاری؟ خودت رو فراموش کردی؟ تو همونی!
ورژن 31.0.0
یادمه ۲۴ سالم بود که یه متنی خوندم در مورد تولد ۲۵ سالگی و اینکه از اون موقع دیگه پیری شروع میشه و هر کاری که برای زندگی کردی تا قبل از اونه. طوری برای ۲۵ سالگیم برنامه ریختم که انگار به روز مرگم نزدیک میشم نه روز تولدم. پشت سر هم کتاب میخوندم چون روی یک سری از کتاب ها نوشته بود باید تا قبل از ۲۵ سالگی خونده بشن. ۲۵ سالگی رسید و من روی یه کوه از کارهای روی هم تلنبار شده که باید میکردم و نکردم ایستاده بودم. تا ۲۶ سالگی حسرت اون کارهای نکرده فرصت انجام خیلی کارها رو از من گرفت. تبریک های تولد ۲۶ سالگیم رو طوری دریافت میکردم که انگار بهم تسلیت میگن. ولی یه اتفاقی افتاد...
گمشده ایم
در دنیای امروز همه ما گمشده ای داریم. انگار همه، یک جایی خودمان را گم کردیم. شاید چون جاهای اشتباهی دنبال خودمان میگردیم: لابه لای دنیای آدمهای دیگر! اما آدم باید خودش را در خودش پیدا کند، نه در دنیای بیرون از خودش. همانطور که من به جای دیگران زندگی نکرده ام، دیگران هم به جای من نزیسته اند. هر کس خودش در کفش های خودش است. آدم، تنها مسافر مسیر خودش است. پس هرکس خود باید برای خود تلاش کندو خودش را بلندی بخشد. به قول فروغ فرخزاد: از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را. وقتی که خودت شدی، وقتی که بلندی شدی، دیدنی هستی و دیگر لازم نیست برای دیده شدن تلاش کنی. خودت را ارج بنه چون تو مهمترین و بزرگترین آدم در دنیای خودت هستی.
پر-وا-نگی
خوبی های جهان رنگارنگ و بی انتهاست. اینقدر رنگارنگ که هرکس میتونه رنگی از خوبی برای خودش داشته باشه و اینقدر بی انتها که هرچقدر داشته باشی بازم بیشتر از اون هست. پس تنگ نظری و حسادت هیچ منطقی نداره، جز سلب آرامش روح و جسم. مثل یه سوراخ توی پیله میمونه: از طرفی توی این پیلۀ تنگ دست و پا میزنی و راه به جایی نداری و از طرف دیگه نمیتونی پروانه بشی، چون پیله ات سوراخه.
عشق و علم
تنها چیزهایی که در این عالم نه میشه به ارث برد، نه توی ژن از نسلی به نسل بعد منتقل میشه و نه جایی هست که بشه خرید. تنها چیزهایی که در این عالم به دست آمدنی هستند و باید براشون عمیقاً تلاش کرد. تنها چیزهایی در این عالم که معیار واقعی برتری آدمها نسبت به هم هستند. اگر کسی در زیبایی، هوش، ثروت و دارایی های مادی در سطح بالاتری از تو باشه، تو نمیتونی به اون سطح برسی مگر اینکه آرامش و آسایش و منابع خودت رو خرج به دست آوردن اونها کنی، حتی شاید مجبور بشی سلامتی ات رو در معرض خطر بگذاری.
بار حسرت ها
زندگی هیچ کس بی حسرت نیست. هیچ کس نیست که اشتباه نکرده باشد. هیچ کس نیست که اگر بتواند به عقب برگردد و همه چیز را درست کند بگوید: نه! نمیخواهم! به زندگی هرکس که نگاه میکنی میبینی حسرتی دارد.آرزویی دارد که ای کاش آن کار را کرده بود. ای کاش آن کار را نکرده بود. اگر مسیر دیگری را رفته بود بهتر بود. جایی نوشته بود: اگر فکر میکنی در زندگی ات هیچ اشتباهی نکرده ای پس درست زندگی نکردی! اشتباه و حسرت، گریزناپذیرند.
دستهبندی
-
روزمرگی ها
(۱۷)-
As a mom
(۱)
-
-
یادداشت ها
(۸) -
زنگ انشا
(۶) -
خوانده ها
(۲۶)